آرزو
ای کاش به همه آدمها به همون اندازه که بهشون لطف میشه به همون اندازه هم شعور عطا میشد تا بدونن که:
این فقط یک لطف بود نه وظیفه! همین و بس!
سپیده پشیمون از لطف و بخشش زیادی در شرکت ...
ای کاش به همه آدمها به همون اندازه که بهشون لطف میشه به همون اندازه هم شعور عطا میشد تا بدونن که:
این فقط یک لطف بود نه وظیفه! همین و بس!
سپیده پشیمون از لطف و بخشش زیادی در شرکت ...
دوست داشتم الآن تو یکی از دو قطب بودم .... شمال یا جنوبش فرقی نمیکنه ... فقط اینکه یه سوروتمه داشتم با یه دوجین سگ ... مثل فیلم جک لندن ... میرفتم ما بین برفا به طوریکه تو سفیدی ه برف گم میشدم ... دیگه از اون بالا بالا ها هم دیده نمیشدم...
هیچ موقع فکر نمیکردم که یه روزی یه وقتی بتونم با نوشتن چند خط تو یه دنیای مجازی دوستای خوب و مهربونی مثل شما پیدا کنم که تو مواقعی که نمینویسم هم خودم کلی دلم بهتون تنگ بشه هم اینکه ببینم دل دوستان بهم تنگ شده ( اونهائی که اصلن دلشون بهم تنگ نشده و به روی خودشون هم نیاوردن لطفن با خوندن این جمله من یه خورده نه زیاد متاثر بشن !!! من هم قول میدم به روی خودم نیارم که شما خبری از من نگرفتین )
هفته پیش دیروز امروز یعنی دوشنبه بنده به علت بیماری سرماخوردگی در منزل به سر بردم هر چی عزمم زو جزم کردم که بیام اینجا یه دو خط بنویسم نشد که نشد .. من شرمنده...
اما خدائیش ملت چه جوری میتونن تو خونه بمونن!!! من که یه روز موندم حوصلم به کلی سر رفت!
یادم باشه یه چند تا عکس از عکسای برف چند روز گذشته براتون بذارم ... هر چند فکر کنم دیگه براتون جاذبه نداشته باشه!
خوش باشین.