حس داشتن
۱- میدونین اون چه حسیه وقتی که میخواین برای تعطیلات نوروزیتون برنامه ریزی کنین و هتل رزرو کنین اونوقت تو اینترنت هی جستجو میکنین و شماره تلفن هتلهایی رو که پیدا میکنین وقتی تماس میگیرین میبینین از چند تا فایلی که دانلود کردین و آدرس و شماره تماس هتلها توشون هست همشون قدیمی هستن و به هر جا زنگ میزنین میبینین شماره یه خونه ای هست نه هتل!!!
۲- میدونین اون چه حسیه وقتی هتلی رو رزرو میکنین نمیدونین چه جوریه اما وقتی میرسین به هتل میبینین کنار یه دریاچه خیلی زیبا هست که با بهشت هیچ فرقی نداره!!! تو اتاقاش هم کاملن احساس آرامش داری مثل وقتی که تو خونه خودت هستی!
۳- میدونین اون چه حسیه وقتی برخلاف اونچه که بهت گفتن جایی که دارین میرین شهر دیدنی نیست اما اونقدر به تو و گروه ۱۵ نفره همراهت خوش میگذره که حتی دنبال این میشی که مدت اقامتت رو تو اون شهر به هزار زحمت تمدید کنی!
۴- میدونین اون چه حسیه وقتی دیر وقت از مسافرت برمیگردی بر حسب یه بی احتیاطی دستت رو میبری و اهمیت نمیدی اما به خاطر خونریزی مجبور میشی بیمارستان بری بعد دکتر رو نگران میبینی که میگه انگشتات رو حرکت بده ببینم تاندومش پاره نشده باشه بعد اونموقع وقتی تا ساعت ۲.۵ صبح تو بیمارستان درگیر بخیه زدن دستت هستی به این نتیجه میرسی که حتمن یه اتفاقی افتاده!
۵- میدونین اون چه حسیه وقتی تو قایقی که با سرعت داره تو مرداب میرونه و تو از سرما منجمد شدی وقتی برمیگردی و صورتهای خندون اطرافیانت رو میبینی دیگه سرما از وجودت بیرون میره اما وقتی به مرداب نگاه میکنی و میبینی که چقدر کثیف شده غم تو دلت میشینه و هم سرما هم اطرافیانت رو از یاد میبری!!!
...
پی نوشت۱: سال نوی همه دوستای گلم مبارک. امیدوارم سالی باشه پر از شادی برای تک تکتون
پی نوشت۲: مکان: خرم آباد - دریاچه کیو