پیاده روی از نوع خودش
دو هفته ای میشه که عضو یه گروه استرالیائی شدیم که برنامه های مختلفی رو ارائه میده. یکیش یکشنبه هفته گذشته بود. ۱۹ کیلومتر راهپیمائی تو پارک جنگلیLamington تو Binna Burra که کلی ابشار هم داشت.با این اوصاف که مجبور شدیم حداقل ۸ بار عرض رودخونه رو از میون صخره های لغزنده طی کنیم. اینکار بدون کمک دیگرون برای من که خیلی تجربه اینکار رو ندارم امکان پذیر نبود. گروه یه گروه خیلی صمیمی و دوست داشتنی هست. یکی ار آقایون تیم که حدود ۵۰ سالشه و اصلیتن نیوزلندی هست از ابی خیلی خوشش اومده بود. میگفت شما اولین ایرانی هستین که ما باهاشون برخورد کردیم. وقتی ابی رو میدید که وسط رودخونه حواسش به همه هست و کمک میکنه تا همه رو از رودخونه رد کنه گفت که ابی نماینده ایرانیها هستش. خیلی خوشحالیم که می بینیم ایرانیها هم مثل ماهائیکه ادعای انسانیت میکنیم به فکر کمک به بقیه هستن. و اخر سر هم گفت همه آدما باید خودشون قضاوت کنن نه اینکه به تاثیر رسانه ها تفکر منفی نسبت به یه ملیت داشته باشن. به ما پیشنهاد دادن که تو یه گروه دیگه هم ثبت نام کنیم. این گروه یه گروهی هست ار ملیتهای مختلف که زبان دومشون انگلیسی هست و یه چند نفر که استرالیائی هستن گروه رو اداره میکنن و سعی میکنن تا به گروه کمک کنن تا صحبت کردنشون تقویت بشه. خوشحالم که ما رو تو جمع خودشون به گرمی پذیرفتن.
سال نو مبارک

براتون سالی سرشار از شادی و خاطرات خوش و به یادماندنی آرزو میکنم.
به یاد تمامی کسانی که یه جورایی ردپائی از خودشون تو زندگیمون گذاشتن ... یاد کسانی که آروم اومدن و آروم هم شاید از دل برن... یاد کسانی که گرچه آروم اومدن اما موندگار شدن ... به یاد همتون بودم و هستم ...
سال گذشته سالی استثنائی بود ... سالی با همه سختیها - خوشیها - ذوق زدگیها و دلتنگیها ... خوشحالم برای این فرآیند پوست اندازی در گذر زندگی ... خدایا ممنونم ...
پی نوشت۱: خوشحالم که میدونم الآن در کنار خونواده هستی ... لحظه هات شاد ... مسافرت که میرین جای ما رو خالی کنین ... هر چند میدونم که جامون خالیه ...
پی نوشت۲: اگرچه میدونم که به قول خودت امسال عیدی ندارین اما سعی کن که شاد باشی ... شاد شاد ...