بالاخره طلسم شكسته شد و من تونستم بعد از گذشت يك هفته از تصميم به اين كار يه وب لاگ براي خودم ايجاد كنم. اولش سر اين كه چه اسمي روش بذارم با خودم كلنجار رفتم مثل كسي كه ميخواد براي نوزادش اسم بذاره ، خوب اينم نوزاده منه. اسمايي كه به ذهنم خطور ميكرد و دوست داشتم انتخاب كنم اينا بودن : ستاره برفي ، نيلوفر آبي، نگاه آبگون، ياقوت كبود، جزرومد ... و نهايتاٌ اسمش شد ايني كه ميبينين : "سكوت سپيد"
ديگه ميدونم يه جايي دارم كه ميتونم هرچي دوست دارم و تو دلم دارم و نميتونم مستقيم و غيرمستقيم به زبون بيارم بنويسم و راحت بشم، هر چند مطمئن باشم كه هيچ كس نميخوندش حتي اون كسي هم كه براش نوشتم و تنها خوانندش خودمم.
بگذريم...


امروز تو خونمون طلسم يه چيزه ديگه هم شكسته شده. ابي يه سالي ميشه كه ميخواد گوشي موبايلشو عوض كنه اما هي اين دست و اون دست مي كرد. گوشيش هم كه ديگه تعطيل بود سامسونگ ان صدي بود كه كه باطريشو با چسب چسبونده بود به گوشي يعني يه جورايي سيم كارتشو حبس كرده بود. هر دفعه هم كه من بهش زنگ ميزدم تا ميومد جواب بده قطع ميشد و من مجبور بودم كه دوباره شمارشو بگيرم. حالا بعد از كلي جستجو تو اينترنت و تحقيق يه گوشي گرفته از نوع كيوتك!!! تصورش رو بكنين مثل اين ميمونه كه يكي تا حالا دوچرخه سوار ميشده يه دفعه اي بدون اينكه سوار ماشين چهار چرخ بشه، ميره سوار فضاپيما ميشه!!! طفلكي از صبح نشسته داره اين گوشي رو زير و رو ميكنه تا رانندگي باهاشو ياد بگيره! تازه من از صبحي ميخواستم بيام اين وب لاگ رو ايجاد كنم اما نمي شد آخه ابي نوت بوكش رو گذاشته بود كنار كامپيوتر هي اين كابل يو اس بيه موبايل رو وصل ميكرد به نوت بوك اونم كه اصلاٌ نميشناخت اين گوشيه چي بيده هي كابلشو وصل ميكرد به اين كامپيوتري كه ظاهراٌ بعد از خريد نوت بوك مزبور به من تعلق داشت و الان در اشغال ايشونه تا بتونه گواهي رانندگي با اين گوشي جديده رو بگيره. اما مثل اينكه معرفت اين كامپيوتر قديمي بيشتر از بقيست و كارشو خوب بلده. منم تو اين اثنا ديدم بهتره برم سراغ كتابم تا اونو بخونم. منتها اگه اين ابي جون بذاره! هر چند دقيقه يكبار از من ميپرسه سپيده اين كار رو تو گوشيه تو چه جوري قابل انجامه و ... يه چيزي كه من كشف كردم و كلي حالم گرفته شده اين بود كه انيميشن هايي كه تو اكثر گوشي ها هست اين گوشي جديده كه آخره تكنولوژيه نميتونه بشناسه... يعني من باز هم نمي تونم توي اس ام اس هام شكلك براش بفرستم. اما چه حيف گاهي اوقات اين شكلكا يا همون انيميشن ها كلي حرف براي گفتن دارن.

 

ابي جونم كلي مباركت باشه درسته كه من نه به عنوان عيدي نه به عنوان سالروز تولدت كه گذشت تو سال جديد هديه اي نگرفتم اما مطمئن بودم كه اين گوشيه جديد رو به عنوان هديه اي از طرف من براي خودت خواهي خريد. خيلي خيلي مباركت باشه عزيزم . . . اما يادت باشه روز تولد منم نزديكه ها ... ميدونم كه يه روزه ته و تويه اين گوشي رو ميريزي بيرون و من بايد از فردا ازت بپرسم كه اين چه جوريه و اون يكي چه جوري كار ميكنه و اينا ديگه