برزبین -3
۱- بعد از دیدن چند تا آپارتمان یه مجتمع رو خیلی پسندیدیم و یه واحد رو گرفتیم که برای سه هفته دیگه تحویل میدن. تا اون موقع همچنان مهمون روبین هستیم و من از این موضوع خیلی خوشحالم. البته اینم بگم که خونه جدیدمون مجتمع روبرویی همین خونه روبینه ![]()
۲- این چهارشنبه نایجل تشرف میارن از ماموریت و چشم ما به جمالشون روشن خواهد شد (البته اینجا نمیاد). روبین میگفت که نایجل میخواد روز شنبه بره مزایده ماشین. به ابی می گفت نایجل گفته اگه شما هم دوست دارین بیایین با هم میریم. حالا احتمالا ابی و شایدم من بریم با نایجل. بعد هم برای یکشنبه یه برنامه گذاشتن برامون که با هم ۴ تائی بریم باغ وحش. هوراااااااااااا .... شاید بتونم تو باغ وحش یه کوآلا بغل کنم ![]()
![]()
![]()
۳- برام جالبه که دیگه روبین هر کاری میخواد انجام بده با ابی مشورت میکنه. معلومه که به توانائی ه ابی ایمان آورده. اون روزی از ابی می پرسید که من میخوام برای اتاق خودم هم فاکس تل داشته باشم (شبکه کانالهای خصوصی) میگفت به نظرت یه دونه بخرم؟ ابی گفت شاید دستگاه فاکس تل دو تا خروجی داشته باشه اگه یه کابل بگیریم مشکلت حل بشه! گفت نه من به هر کس که گفتم گفتن که باید یه دستگاه جدا بخری این فقط برای سالن نصب شده
ابی دستگاه رو نگاه کرد و گفت نه این دو تا خروجی داره به شرطی که کابلش موجود باشه مشکلت حل میشه! خلاصه به فروشگاه که رفتیم آقای فروشنده هم گفت ما همچین کابلی نداریم و من هم فکر نمیکنم بشه دستگاه رو تو یه جای دیگه استفاده کرد
ابی اینبار بیخیال کابل شد گفت اصلا همین دستگاه رو منتقل میکنیم تو اتاقت. خلاصه ابی پریز رو باز کرد و دید که یه وسیله ای رو روی پریز وصل کردن. همون رو منتقل کرد روی پریز اتاق روبین... حالا شما قیافه روبین رو تصور کنین که چقدر خوشحال شد بدون صرف هزینه یه فاکس تل داره تو اتاقش ![]()
۴- شرکتی که قراره براش کار کنم یه شرکت بزرگ نفتی-فراساحلی - معدنی هست که آمریکائی هست (منظورم همون استکبار جهانی ه
) و تو خیلی از کشورهای دنیا شعبه داره. چند روز پیش شرکت برام یه دفترچه راهنما فرستاده که تو اون آدرس دفتر جدید (محل کارم دفتر جدید هست) رو به همراه کلی اطلاعات معرفی کرده... یه چیزی که برام خیلی جالب بود این بود که تعداد پارکینگهای شرکت - آدرس نزدیک ترین پارکینگ که خود شرکت برای کارمندا رزرو کرده - ایستگاههای ترن و اتوبوس نزدیک شرکت - آدرس غذا خوریهای اطراف شرکت و ... رو تو این دفترچه ذکر کرده. و از همه جالبتر اینکه گفته ساختمون شرکت ۵ ستارست و کلی روی سیستم گرمایشی سرمایشی اون کار مهندسی شده و تعداد نفرات موجود تو هر طبقه رو در نظر گرفتن (این شرایط رو در نظر بگیرین با شرایط کاری خودمون تو ایران! تازه من این حرف رو میزنم که شاید خودم بهترین شرایط رو تو ایران داشتم از لحاظ کاری!!!) ... همین طور گفتن که ساختمون شرکت مجهز به حموم و لباسشویی هست برای کسائی که با دوچرخه میان شرکت و یا قبلش ورزش میکنن ! فکرش رو بکنین!!!! ... یه تور یه روزه هم میذارن برای کسایی که تو ساختمون قدیم همچنان میمونن برای اینکه ساختومن جدید رو ببینن
حالا اگه ایران بود که میگفت به بقیه چه ربطی داره کی کجا کار میکنه!!! تو قراردادم هم ذکر کردن که هزینه ادامه تحصیل رو هم شرکت تقبل میکنه! حالا باید ببینم منظورشون چیه!
۵- ابی با دوتا شرکت خیلی خوب مصاحبه داره. میدونم که موفق میشه ![]()
![]()
۶- از فردا میریم سراغ وسیله خونه خریدن... اینم یه نوع تفریحه البته برای خانوما مگه نه؟ ![]()
۷- دیروز من و ابی رفتیم کلی پیاده روی ... بابا این بریزبن هم اصلا کوچیک نیستا!!! خیلی بزرگه ... تازه ما یه قسمتی از شهر رو رفتیم دیدیم! اما خدائیش خیلی خوشگل و مدرنه! حتی ترنهاش خیلی خوشگلن و جدید ساز هستن (به نسبت ترنهای سیدنی). ترنها کاملا پرنور هستن با پنجره های بزرگ ... برعکس ترنهای سیدنی که همشون تاریک و خفه هستن
(قصدم بد جلوه دادن سیدنی نیستا - سیدنی طبیعت فوق العاده قشنگی داره مخصوصا اطراف هاربر بریج --- اما چیکار کنم تو ایستگاه ترن و تو خود ترناش احساس خفگی و افسردگی بهم دست میداد ولی واقعا اینجا اینجوری نیست!!! اما شاید منصفانش این باشه که چون من اینجا کار مورد علاقم رو پیدا کردم اینقدر از اینجا خوشم اومده!!!)
همینجور که مشغول قدم زدن بودیم یهو دیدم که یکی خوشحال اومد سمتمون. دیدیم روبینه ما رو دیده بود کلی ذوق کرده بود. میگفت مسیر هر روزه محل کار تا خونش ه ... یه مسیر فوق العاده خوشگل که از کنار رودخونه میگذره و از روی یه پلی رد میشه که فقط مخصوص عابر پیاده و دوچرخه سوار هست. خوش بحالش با این مسیر ...
۸- اینجا با یه دختر خیلی ناز ایرانی آشنا شدیم که اسمش فرزانه هست و مهندس عمران ه و مستاجر قبلی ه روبین بوده . ۱۰ سالی تو مونترال زندگی کرده و درسش رو هم تو کانادا خونده. الآن ویزای کاری گرفته و اومده اینجا برای کار. خودش که از اینجا خیلی خوشش اومده فقط می گفت هزینه زندگی تو اینجا در مقایسه با کانادا خیلی بالاست .
اینم چند تا عکس از بریزبین:


Marry me Gem



