خواستم بگم به لطف حضور دوستای خیلی خوبمون پر و همسر تو این مدت دیگه دلتنگ هیچ چیز و هیچ کس نبودیم... الآن که رفتن خونه خودشون به تمام معنا دلمون براشون تنگ شده ... شاید باورتون نشه اما واقعا انگاری چند سالی هست که همدیگرو ندیدیم ...

پر جونم ممنون بابت همه لحظات خوب و خوشی که برای من و ابی ایجاد کردین ... ممنونیم بابت همه خوبیهاتون ... امیدوارم که بتونیم دوستای خیلی خوبی برای تو همسر عزیزت باشیم... خوشحالم که دوستای خوبی مثل شما رو داریم ...

بابت همه چی ممنون...

پی نوشت: من تازه متوجه شدم که مشکل من اینجا برمیگشت به تنهائی ... بدون اینکه متوجه باشم تنهائی باعث میشد از اینجا لذت نبرم... اما الآن دیگه اینجا رو خیلی دوست دارم ... به همین سادگی و به همین پیچیدگی ...